- اول خودم را می کشتم تا دبیرستان را تمام کنم و به دانشکده بروم.
- بعد خودم را می کشتم تا دانشکده را تمام کنم و به سر کار بروم.
- بعد خودم را می کشتم تا ازدواج کنم و صاحب فرزندانی شوم.
- بعد خودم را می کشتم تا فرزندادنم آنقدر بزرگ شوند که به مدرسه بروند تا بتوانم سرکارم برگردم.
- بعد چقدر خودم را می کشتم که بازنشسته شوم.
- و حالا چقدر خودم را می کشم که...
- و ناگهان به خود می آیم و می بینم,
- فراموش کرده ام زندگی کنم!
- به لحظه های واقعی زندگی فکر کن که مجموع آنها مفهوم زندگی را می سازند...
- لحظه های واقعی باربارا دی آنجلس
این مطلب را می توانید به شبکه های اجتماعی زیر ارسال نمایید
ارسال به کلوب
اشتراک گذاری
طبقه بندی: ادبی،
ارسال در تاریخ جمعه 10 مهر 1388 توسط قلم آنلاین4 zadeyemehr






